البرز جاوری شهنی

البرزجاوری (اکبر) در سال ۱۳۳۲ در خانواده ای متوسط درشهرمسجد سلیمان متولد شد. درسالهای ۱۳۵۲ و ۱۳۵۴ بعنوان سپاه دانش داوطلب خدمت در روستاهای محروم بندرعباس شد تا از نزدیک محرومیت توده های روستایی را دردروان (دروازه های تمدن شاه) مشاهده کند. مردمی که به دلیل محرومیت ازابتدایی ترین نعمات زندگی به خاطر بیماری ساده ای فرزندانشان را از دست می دادند. این تجارب تاثیری عمیق بر ذهن البرز نهاد.
البرزدرسال ۵۵ برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد. پس ازمدت کوتاهی جلب کنفدراسیون دانشجویان ایرانی  شد. او سریعا به یک فعال پرشور جنبش دانشجویی درمناطق{ تگزاس و هوستون } بدل شد. بواسطه آشنایی با کمونیسم ، فصل تازه ای درزندگی او آغاز شد. در ابتدای سال ۱۳۵۷ به ایران بازگشت. با جمعی از پیشروترین روشنفکران انقلابی و کارگران مبارز خطه خوزستان تشکل {مارکسیست –لنینیستهای جنوب}معروفبه( رزمخونین) رابنیانگذاشت. تشکلی که درسال۱۳۵۸به {اتحادیه کمونیست های ایران } پیوست. البرزبه همراه دیگررفقایش فعالانه درمبارزات آندوران شرکت جست. درشب قیام ۲۲ بهمن نقش فعالی درتصرف ارگانهای دولتی درشهرمسجد سلیمان و مصادره سلاحها ایفا کرد.
. درتابستان ۱۳۶۰ به دلیل دستگیری محمد فرهادی،مسئولیت تشکیلات مسجدسلیمان را به عهده گرفت وبا جسارت به ترمیم ضربات وارد بر تشکیلات مسجد سلیمان پرداخت. البرز با جسارت یاری رسان رفقا درنقل وانتقال سلاح از جنوب به تهران برای آغاز مبارزه مسلحانه سربداران بود. پس از ضربه سراسری رژیم درتابستان ۶۱، رژیم اقدامات گسترده ای برای دستگیری این کمونیست انقلابی سازمان داد. خانه ای که البرز درشهراهوازدرآن مخفی بود، مورد شناسایی مزدوران رژیم قرار گرفت البرزبا هشیاری توانست ازدست پاسداران علیرغم تیری که دراثرتیراندازی پاسداران به پایش خورده بود بگریزد و از طریق نواحی روستایی خود را به اصفهان برساند.او مصممانه به دفاع از فعالیتهای “کمیته موقت رهبری” برای بازسازی تشکیلات اتحادیه برخاست و با استواری و استحکام ایدئولوژیک شانه به زیر بار مسئولیت های خطیرنهاد. درهمین رابطه او در زمستان ۱۳۶۱ به جنگلهای آمل اعزام شد. متاسفانه دردرگیری ۱۲ اسفند سال ۱۳۶۱، مورد اصابت گلوله پاسداران قرار گرفت وجان باخت.
۱