محمدتقی سلیمانی لواسانی

محمد تقی سلیمانی در سال ۱۳۲۸ در خانواده¬ای فقیر چشم به جهان گشود. شرایط طاقت¬فرسای زندگی خانواده، زندگی پر مشقت همسایگان که همه آنها جزو خیل رنجدیدگان بودند، کینه ستمگران را در دل تقی جای داد.
او در اواخر دهه ۶۰ میلادی برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفت و به زودی یکی از فعالین کنفدراسیون شد و طولی نکشید که به عضویت سازمان انقلابی درآمد. او پس از طی یک دوره کوتاه تعلیماتی به ایران رفت و به بخش مخفی سازمان انقلابی در داخل پیوست.
در ایران به بخش فعالیت¬های کارگری سازمان انقلابی پیوست و چون کارگری ساده مشغول به کار شد و با صبر و حوصله، نه تنها به کار سازماندهی و بسیج کارگران همت گماشت، بلکه مطالعه دقیق وضع زندگی آنان نیز در دستور کار خود قرار داد. حاصل این تجربیات و مشاهدات، گزارش مفصلی بود که به سازمان انقلابی نوشت. در این نوشته، عمق تجربه و دقت نظریه سلیمانی را در ارزیابی از اوضاع و احوال اقتصادی و سیاسی چندین کارگاه کارگری می-توان دید. او کارگاه¬های مورد مطالعه را از تهران برگزیده بود. رابطه¬ها و گرفتاری¬ها و مشکلات آنان را موشکافانه بررسیده بود. مانند روایت¬گری صادق، گوشه¬هایی از اوضاع را نقد کرده بود. از مصائب و مسائل زندگی زحمتکشان پرده برمی¬داشت حاصل این بررسی تحت عنوان “زندگی و مبارزات کارگران” از طرف سازمان انقلابی انتشار یافته است.
تقی ذوق هنری ویژه¬ای داشت چندین دفترچه شعر از او به یادگار مانده است. یکی از این اشعار او “دادخواست” نام دارد که بخشی از آن را در زیر می¬آوریم.
دادخواست
در چهار راه شهر
تندیس اهرمن
در اوج
بر پایه¬ای ز سرو و زنجیر
پا و دست
ضحاک بر اریکه
و بردگان در زنجیر
در انتظار رویش یخ
تقی در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۵۵، هنگامی که به محل کار خود می¬رفت دستگیر شد. او دست از مقاومت نکشید و زیر شکنجه جان باخت. تقی رازهای سازمانش و محل اختفای رفقایش را بازگو نکرد. او جان خویش را فدا کرد تا یاران دیگر بتوانند به مبارزه ادامه دهند.
۰