ایرج شیریالی

ایرج متولد ۱۳۳۵ بود. پس از اخذ درجه لیسانس در شیمی از دانشگاه شریف (آریا مهر سابق) در سال ۱۹۷۷ به آمریکا  (جنوب کالیفرنیا) رفت و در همانجا به صفوف کنفدراسیون دانشجویان پیوست.همزمان با انقلاب به ایران باز گشت و به همراه سربداران در مبارزه بر علیه رژیم جمهوری اسلامی در آمل شرکت نمود. ایرج همزمان با ۲۲ نفر از یارانش در آمل اعدام شد. همسر ایرج به مدت ۶ سال در زندان بسر برد. از این زوج دو فرزند به جا مانده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

0

سهیل سهیلی

سهیل سهیلى  (یوسف گرسى) در سال­ هاى قبل از انقلاب جزو فعالین کنفراسیون در آمریکا بود. همزمان با انقلاب بهمن ماه سال ١٣۵٧ به ایران برگشت و در انقلاب شرکت نمود. در سال ١٣۵٩ براى دیدن دوره نظامى به کردستان رفت. در قیام سربداران در آمل نقش مهمى داشت و در درگیری­ هاى این قیام جان باخت.
۲

فرهنگ سراج

فرهنگ سراج در سال ۱۳۳۴ در آبادان متولد شد و در دامان کارگران شرکت نفت پرورش یافت. او برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در آنجا به کنفدراسیون دانشجویان و محصلین ایرانی پیوست.
او از فعالین برجسته اتحادیه در فاصله سال­ های ۶۰ – ۵۷ در آبادان بود. او از سازمان­ دهندگان تظاهرات قربانیان سینما رکس در آبادان بود و به همین دلیل توسط پاسداران دستگیر شد. فرهنگ در مقاومت مردمی آبادان و خرمشهر در مقابل نیروهای عراقی شرکت جست و تجربه نظامی کسب کرد. فرهنگ سراج از ایدئولوژیک­ ترین و محکم­ ترین و صادق­ ترین رفقای جنگل بود. او مسئولیت حفاظت از رهبری را به عهده داشت. فرهنگ این وظیفه را با هشیاری، دقت و تعهد بالا به پیش برد. یک روز پس از قیام آمل فرهنگ همراه با تعداد دیگری از رفقا منجمله سیامک زعیم در خانه­ ای به اسارت نیروهای دشمن درآمدند. فرهنگ همراه با نه نفر دیگر از رفقا در روز نهم بهمن ۶۰ در ملاء عام تیرباران شدند.

 

 

 

 

 

 

3

مرتضی رهبر

مرتضی با نام مستعار مصطفی از فعالین کنفدراسیون دانشجوئیدر ایتالیا بود. او از اعضای برجسته اتحادیه کمونیستهای ایران و مسئول تشکیلات آن در تنکابن بود. مرتضی در جریان درگیری ۲۲ آبان ۱۳۶۰ جان باخت.

 

 

 

 

 

1

نوری دهکردی

نوری دهکردی متولد شهرکرد بود و در سال ۱۳۴۶ در سن هفده سالگی برای تحصیلات عازم آلمان شد و طولی نکشید که به عضویت کنفدراسیون بین‌المللی دانشجویان ایرانی درآمد و مبارزه سیاسی- اجتماعی خود را آغاز کرد.
در تاریخ بیست‌و‌سوم تا بیست‌وششم شهریورماه سال ۱۳۷۱ کنگره جهانی احزاب سوسیالیست و سوسیال دمکرات در برلین در حال برگزاری بود، فعالین سوسیال دمکرات ایران که عموماً از فعالین سیاسی ایرانی و مخالف جمهوری اسلامی ایران بودند، از جمله صادق شرفکندی دبیر کل حزب دمکرات کُردستان ایران برای شرکت در این مراسم به آلمان رفته بودند.
در این میان دعوتی در روز هفدهم سپتامبر ۱۹۹۲، برای ۱۵ الی ۲۰ نفر از ایرانیان جهت حضور در رستورانی به نام میکونوس که صاحب آن فردی ایرانی بوده صورت می‌گیرد. در روز جلسه شش نفر از دعوت‌شدگان در رستوران حاضر می‌شوند.
ساعت حدود ٢٢:۵٠ ناگهان سه فرد مسلح وارد رستوران می‌شوند. یکی نزدیک در ورودی و دومی در قسمت جلویی رستوران می‌ایستند و نفر سوم نیز مسلسل به دست دارد. او به سمت قسمت پشتی رستوران که ۶ ایرانی در آنجا دور یک میز نشسته بودند رفته و همه آنها را به رگبار می‌بندد.
افرادی که در این حادثه کشته شدند:
نوری دهکردی کارمند صلیب سرخ و فعال در امور پناهندگان ایرانی مقیم آلمان
صادق شرافکندی دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایرا
همایون اردلان نماینده حزب دمکرات کردستان ایران در آلمان
فتاح عبدلی نماینده حزب دمکرات کردستان ایران در اروپا

 

 

 

 

 

 

 

 

4

بشیر خسروی

بشیر خسروى در سال ١٣۵٢ براى ادامه تحصیل رهسپار آلمان و در شهر برمن مشغول تحصیل شد. دیرى نپایید که به کنفدراسیون پیوست و پس از دوره­ اى از مبارزات دانشجویى و مطالعات نظرى به عضویت سازمان انقلابى درآمد.
خسروى  در اواخر سال ١٩٧۶پس از آمادگى­ هاى لازم همراه هیأت “گروه اعزامى خدمات به فلسطین” براى خدمت به جنبش فلسطین به جنوب لبنان فرستاده شد. نخست در درمانگاه­ هاى صلیب سرخ فلسطین شروع به کار کرد. او سپس در نبردهایى که در تل­ الزعتر و جنوب لبنان جریان داشت، شرکت کرد. سرانجام به کردستان عراق رفت و در خدمت جنبش مردم کُرد قرار گرفت.
بشیر در سیزده ام خردادماه سال ١٣۵٧ در منطقه “هاکارى” طى نبردى با نیروهاى بارزانى به دام افتاد. نیروهاى بارزانى پس از یک ماه و نیم شکنجه او را کشتند و جسدش را به رودخانه فرات انداختند. جسد او مدت­ ها بعد توسط پیشمرگه ها از آب گرفته  و در اداره پزشک قانونى سوریه به امانت نگاهدارى شد.
پس از انقلاب بهمن ١٣۵٧ جسد بشیر را به آبادان که زادگاهش بود، منتقل کردند و طى مراسم باشکوهى به خاک سپردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

6

سیاوش خرم روز

سیاوش خرم روز عضو کنفدراسیون در ایتالیا و اتحادیه کمونیستهای ایران بود.

 

 

 

متاسقانه اطلاعات ما در این باره ناقص است.
امیدواریم که خوانندگان محترم ما را در تکمیل این بیوگرافی یاری کنند.
با سپاس فراوان هیئت تحریریه

 

 

1

بیژن چهرازی

بیژن چهرازی در سال ۱۳۱۸ در روستای باغبادوران نزدیک اصفهان به دنیا آمد. پس از پایان دوره دبیرستان بهشت آیین اصفهان به اتریش رفت و در رشته اقتصاد دانشگاه گراتس ثبت نام کرد. او از بدو ورود به این شهر به فعالیت سیاسی پرداخت و از نخستین شمار کسانی است که با شکل گیری کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به این جنبش پیوست. با اوجگیری جنبش اعتراضی علیه کمیته مرکزی حزب توده ایران، بیژن از سازمان دهندگان آن جنبش اعتراضی بود. او یکی از پایه گذاران سازمان انقلابی حزب توده ایران در خارج از کشور بود. پس از برگذاری جلسه تدارکاتی مونیخ (اردیبهشت ۱۳۴۳) برای گذراندن یک دوره آموزشی به چین سفر کرد. یادداشت های بیژن از چین به صورت جزوه های آموزشی سازمان انقلابی در اختیار اعضاء قرار گرفت. او در کنفرانس اول سازمان انقلابی (آذرماه ۱۳۴۴) به عضویت هیئت اجرائیه برگزیده شد. پس از این کنفرانس بیژن مسئولیت های خود را واگذارد و مخفیانه به ایران رفت (۱۳۴۵). او در تابستان سال ۱۳۵۰ دستگیر و به ۱۰ سال حبس محکوم شد و با قیام ۵۷ از زندان آزاد شد و چون خط مشی سازمان انقلابی را در حمایت از جمهوری اسلامی قبول نداشت، با شماری از هم بندان خود گروه آرمان را بنیاد نهاد. پس از مدتی به سازمان زحمتکشان انقلابی کردستان (کومله) پیوست و در آذر ۱۳۶۱ دستگیر و پس تحمل شکنجه های زیاد در یکی از روزهای مرداد ۱۳۶۲ اعدام گردید.

 

 

 

 

2

محمد توکلی

محمد توکلی در سال ۱۳۳۰ در آبادان متولد شد. مدتی در شرکت نفت آبادان به کار مشغول شد. سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و به یکی از فعالین کنفدراسیون بدل شد. او درست دو روز بعد از به آتش کشیده شدن سینما رکس، به آبادان بازگشت و فعالانه در مبارزات توده­ای و شکل دادن هسته­ های هوادار اتحادیه در آن شهر شرکت جست. او از اعضای برجسته اتحادیه و مسئول تشکلات دمکراتیک وابسته به اتحادیه در آبادان، از مسئولین نظامی سربداران، عضو منتخب رهبری شورای چهار بود.  مسعود در جنگل، معاونت نظامی یک از گروه­ های نظامی را بر عهده داشت. در نبرد آمل زخمی شد اما توانست با کمک رفقای تشکیلات از شهر خارج شود. مسعود نقش موثری در بازسازی اتحادیه ایفا کرد. نقش وی در هدایت درگیری نظامی ۱۲ اسفند ۱۳۶۱ تعیین کننده بود. او پس از شورای چهارم کار دشوار حفظ ارتباطات رفقای سازمانی پس از دستگیری رفقا بهروز فتحی و بهروز غفوری را بر عهده داشت. در سال ۱۳۶۳ برای پیشبرد فعالیت­ های کمیته سیاسی سازمان به کردستان رفت. اواخر همان سال مجدداً به تهران بازگشت. در جریان ضربه شهریورماه سال ۱۳۶۴ همرا ه با تعداد دیگری از رفقا دستگیر و سرانجام در فروردین ۱۳۶۶ همراه با ۹ تن دیگر از رفقا در اوین اعدام شد.

 

 

 

 

 

1