بهرام نیکو

بهرام نیکو یکى از فعالین جبهه ملى در اطریش – وین و هم¬چنین یکى از فعالین کنفدراسیون  بود. متاسفانه اطلاعات بیشترى درباره او پیدا نکردیم. امیدواریم دوستان جبهه ملى بیوگرافى این زنده یاد را تکمیل نمایند.

 

1

ژیلا مهرجوئی

ژیلا در ۱۱ مهرماه ۱۳۳۴ در تهران متولد شد . او فارغ­ التحصیل رشته کارگردانى از مدرسه عالى تلویزیون و سینما  در سال ١٣۵١ بود. ژیلا براى ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در رشته جامعه شناسى سینما از دانشگاه اوت اتور پاریس فوق­ لیسانس گرفت. پس از آن در سمت­ هاى مختلف هنرى از قبیل دستیار کارگردان و برنامه­ ریز، منشى صحنه و مونتور حضور یافت و موفق به ساخت ۱۵ فیلم مستند کوتاه داستانى و تبلیغاتی شد. او دو بار در کشور فرانسه نمایشگاهى را در زمینه نمایش لباس­ های سنتى ایران برگزارنمود. ژیلا در سال ١٣٨١ فیلم (چناران) را ساخت و به عنوان تز دانشگاهى آن را ارائه داد.

ژیلا از بدو ورود به فرانسه  جذب فدراسیون دانشجویان ایرانی در فرانسه گردید. و با نشریه فرهنگى این سازمان همکارى می­ کرد. او هم­چنین به تشکیلات “اتحاد مبارزه در راه آزادى حزب طبقه کارگر” پیوست و بعد از انقلاب به ایران رفت و در بخش زنان حزب رنجبران فعال بود. بعد از یورش رژیم به نیروهاى انقلابى و دستگیرى و اعدام همسرش محمود بزرگمهر بیشتر به فعالیت­ هاى هنری روى آورد و به کارهاى صحنه­ آرائى پرده و طرح لباس پرداخت. ژیلا مهرجوئی در طول سال های فعالیتش با کارگردان هایی چون داریوش مهرجوئی (برادرش)، بهمن فرمان آرا، عباس کیارستمی و رخشان بنی اعتماد همکاری کرد.

ژیلا جمعه ٨ آذر ١٣٩٢ در سن ۶٨ سالگى در تهران درگذشت.

۲

حمید محامدی

حمید محامد در سال ۱۳۱۴ زاده شد. وی از نوجوانی و در سالهای دانشجویی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با الهام از مبارزات دکتر مصدق به فعالیت سیاسی پرداخت. او برای ادامه تحصیلات به انگلستان و سپس به آمریکا سفر کرد و درجه دکترای خود را از دانشگاه هاروارد در رشته تمدن ایران باستان و زبانهای پهلوی و فارسی میانه کسب نمود.
حمید محامدی درانگلستان از اولین پایه گذاران تشکیلات کنفدراسیون بود و بموازات شرکت در فعالیتهای دانشجویی در صفوف جامعه سوسیالیستها نیز فعالیت مینمود. او سالها در دانشگهای شیراز، پنسیلوانیا و کالیفرنیا تدریس کرد و سر انجام در سال ۱۳۸۳ در تهران درگذشت.

۰

حسن چوپانی خسروشاهی

حسن چوپانى در سال ١٣٢۴ در خسروشاه از توابع تبریز در یک خانواده تهیدست زاده شد. در همان جا به دبستان رفت و دبیرستان را در اسکو و تبریز به پایان رساند. حسن علاقه­ مند به تحصیل بود تا این­که به کمک برادرانش براى ادامه تحصیل به ترکیه رفته و آنجا مدرک دکترای خود را در رشته اقتصاد گرفت. در شهر استانبول جذب کنفدراسیون و سپس به جمع هواداران سازمان انقلابى پیوست. در ارتباط با یکى از اعضای سازمان  انقلابى قبل از انقلاب به ایران رفت و در مبارزات مردم آذربایجان علیه دیکتاتورى شرکت جست.

تلاش حسن براى پیدا کردن کارى بعد از انقلاب بی ثمر ماند. مدتى شهردار به عنوان خسروشاه انتخاب شد و سپس به کار صادرات و واردات پرداخت. نداشتن کار دائمى برای امرار معاش خود، همسر و فرزندانش او را به دپرسیون انداخت و در گیرودار با این بیماری دچار سکته قلبى شد و از میان ما رفت.

۰

فتح الله تبری

تبری از اعضای کنفدراسیون در اتریش بود. برای ادامه تحصیل به آلمان به شهر کلن رفت. فتح الله انسان بسیار جدی و مبارزی بود. بارها جزء هیئت کارداران واحد کلن انتخاب شد و در مبارزات دانشجویان برعلیه جشن­ های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی شرکت و نقش رهبری کننده داشت. تبری اختلافات گروهی آن دوره را با منطق و دلیل بحث می­ نمود. او قبل از انقلاب در شهر کلن بیمار شد و همانجا درگذشت و نتوانست در کنار مردم ایران مبارزه علیه رژیم شاه را از نزدیک ببیند.

۱

مهرداد بهار

مهرداد بهار در ١٠ مهرماه ١٣٠٨ در خانواده ملک¬الشعرا بهار در تهران متولد شد. پس از اخذ دیپلم از دبیرستان البرز به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفت و در رشته زبان و ادبیات فارسى به تحصیل پرداخت. از همان زمان به طور جدى وارد فعالیت¬هاى سیاسى شد و از دانشجویان مبارز و فعال سیاسى دانشکده ادبیات به شمار مى¬آمد. از سال ١٣٣٢ تا ١٣٣۴ به علت فعالیت سیاسى دستگیر و در زندان¬هاى قصر، فلک¬الا¬فلاک و قزل¬قلعه به سر برد. پس از پایان دوره حبس دوباره به دانشگاه رفت و در سال ١٣٣۶ دوره کارشناسى زبان و ادبیات فارسى را به پایان رساند. در زمستان ١٣٣٧ براى ادامه تحصیل به لندن رفت و در پائیز ١٣٣٨ در مدرسه زبان¬هاى شرقى و آفریقائى دانشگاه لندن به مطالعه و پژوهش پرداخت. دوره فوق لیسانس¬اش را در رشته “مطالعات کهن و میانه ایرانى” در سال ١٣۴٢ به پایان برد.
بهار در حین تحصیل در انگلستان جزو مؤسسان کنفدراسیون دانشجویان ایرانى در خارج از کشور بود. او در کنگره دوم کنفدراسیون در لندن (١۶-١٩ دی¬ماه ١٣٣٩) همراه با منوچهر ثابتیان، ژیلا سیاسى،حمید عنایت و محسن رضوانى رهبرى این تشکیلات را به عهده گرفت. این امر بعدها باعث اخراج او از حزب توده که از دوران دانش¬آموزى به آن پیوسته بود، شد. بعدها جزو هواداران خلیل ملکی قرار گرفت و سرانجام از فعالیت¬هاى سیاسى کناره گرفت. در سال ١٣۴۵ با استخدام او در دانشگاه مخالفت شد و بهار براى امرار معاش در بانک مرکزى به صورت مأمور به خدمت درآمد.
بهار در شمار ایران¬شناسانى است که با نگاهى نو به تاریخ و فرهنگ و اساطیر ایرانى نگریسته¬اند. از بهار کتاب¬ها و آثار گرانبهائى بر جاى مانده که گنجینه گرانبهائى از ادبیات و تاریخ ایران است.
مهرداد بهار در تاریخ ٢٢ آبان¬ماه ١٣٧۶ درگذشت.
۳

مرتضی مهین

مرتضى در سال ١٣٢٠ در تبریز زاده شد. دبستان و دبیرستان را در تبریز به پایان رساند و همانجا در حرکت­ ها و بحث­ های سیاسى روز فعال شد. در سال  ۱۹۶۶ براى ادامه تحصیل به ترکیه رفت و در دانشگاه استانبول ثبت نام نمود. آن موقع رشد جنبش دانشجوئى  شتاب گسترده­ اى علیه رژیم شاه  به خود گرفته بود و دانشجویان را جلب می­ نمود. مرتضى نیز در سال ۱۹۶۷ جذب کنفدراسیون دانشجویان ایرانى در استانبول شد و فعالیت خود را علیه رژیم شاه شدت بخشید. او همزمان به طرفداران سازمان انقلابى پیوست. در پى کودتاى نظامی در سال ١٩٧١ در ترکیه دانشجویان مترقى ایرانى نیز زیر فشار قرار گرفتند تا اینکه حکومت نظامى تصمیم گرفت این دانشجویان را از ترکیه اخراج نماید. مرتضی نیز از ترکیه همراه ١١ نفر از هم­فکرانش اخراج و به ایتالیا (پروجا) رفت. مرتضى یکى از اعضای کنفدراسیون بود که به فرهنگ و ادبیات آذربایجانى نه تنها علاقه­ مند بود، بلکه بدان نیز تسلط کامل داشت. در سال ١٣٧۶ کنفدراسیون تصمیم گرفت نشریه آذری زبان “ستارخان بایراغى” را منتشر نماید که مرتضى نیز یکى از قلم زنان این نشریه بود. همزمان با انقلاب مرتضى هم به ایران رفت و فعالیت  خود را در صفوف ستارخان بایراغى ادامه داد. مرتضى در همین ارتباط از طرف جمهورى اسلامى دستگیر شد و چند ماهى را در زندان گذراند. او در ۲۵ خردادماه ۱۳۷۵ در ایران در گذشت.

 

۱

اسکندر قنبرزاده

اسکندر در سال ۱۳۳۰ در یک خانواده شریف کارگرى در شهر آبادان به دنیا آمد و در دامن زحمتکشان پرورش یافت. دوران دبستان و دبیرستان را در جنگ با فقر و فلاکت گذراند. و پس از دریافت دیپلم به سپاه دانش رفت تا بتواند به روستائیان و کودکان روستا خدمت کند. در سال ۱۳۵۵ به منظور ادامه تحصیل و کار و کمک به خانواده عازم آمریکا شد. او در حین تحصیل و کار به سرعت به صفوف جنبش دانشجویى پیوست و به عضویت کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانى در آمد. او در عرصه مبارزات و تظاهرات پیشرو و پیشقدم بود. اسکندر در عرصه جنبش دانشجویی ارضاء نشد و خودش را به این مبارزه محدود نکرد و به همین منظور در سال ۱۳۵۷ در یکى از هسته­ هاى هواداران اتحادیه کمونیستهاى ایران متشکل شد. و در جهت بازگشت به ایران و ادامه مبارزه در میان زحمتکشان را تدارک دید. انقلاب براى او مسئله مرگ و زندگى طبقه­ اش بود. اسکندر در مرداد ۱۳۵۷ به همراه قریب ۸۰۰ نفراز اهالى آبادان در جنایت سینما رکس آبادان جان باخت و دفتر زندگى پربارش بسته شد. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1