علی صادقی-کاک ابراهیم

على صادقى (کاک ابراهیم )، دهم اسفند ۱۳۹۷دربیمارستانى درسوئد، جان باخت.
او درسال ١٣١۵ در روستای چکنه از توابع قوچان، دریک خانواده فرهنگی ترک تباربدنیا آمد. تحصیلات دبیرستان را درمشهد به پایان رساند و در سال۱۳۴۲ برای اىامه تحصیل راهى سوئیس شد. او در دانشگاه شهرلوزان تحصیل کرد و سرانجام در رشته فیزیک فارغ‌التحصیل گردید. پس از آن به فرانسه رفت و در رشته‌ی فیزیک اتمی دکترا گرفت.
علی در تمامی این سال‌ها از سیاست دور نماند. و به قولی با گام¬¬های استوار همیشه رو به پیش داشت. همین روحیه بود که او را دردوران نوجوانى به صفوف سازمان جوانان حزب توده ایران سوق داد. او در ایام تحصیل در فرانسه نیز نه تنها در صفوف حزب توده ایران، بلکه به عنوان یکی از کادرهای فعال آن، در میان دانشجویان عضو کنفدراسیون فعال بود. در سال ۱۳۴۳ در خیزش جوانان و کادرهاى حزب توده، همراه زنده یاد پرویز نعمان علیه رهبرى حزب توده از حوزه فرانسه شورش کرد و در همان سال یعنى آذر ماه سال ۱۳۴۳ بعنوان نماینده فرانسه در تشکیل سازمان انقلابى نقش برجسته‌اى بازى نمود. على در اولین کنفراس سازمان در تیرانا، پایتخت آلبانی، شرکت مستقیم داشت، و تقریباً در تمامی نشست‌های اساسی سازمان انقلابی در خارج به عنوان نماینده حضوری فعال داشت. در سال ۱۳۴۵ همراه گروهی از اعضای سازمان انقلابی جهت فراگیری شیوه جنگ پارتیزانی به کوبا اعزام شد. در بازگشت از کوبا جهت آموزش‌های سیاسی و نظامی همراه گروهی راهی چین شد تا از نزدیک با تحولات چین توده‌ای آشنا گردد و به قولی برای چشیدن مزه گلابی، آن را گاز زند.
علی که از زنده‌گی مرفه‌ای که در اختیار داشت، دست شست و در سال ۱۳۴۷ برای کمک به جنبش خلق کرد همراه رفقایش از راه ترکیه به آن دیار شتافت تا به گروه زنده‌یاد ملاآواره بپیوندد. او می‌توانست مثل خیلی‌ها در رفاه کامل زندگی کند ولی این کار را نکرد و به خاطر آرمان¬هایش راه دیگری انتخاب نمود؛ راه خدمت به زحمتکشان، دمکراسی و آزادی. او صادقانه به راهی که پیش گرفته بود، باورداشت. بهروزی زحمتکشان آرمانش بود و تا واپسین لحظه‌های عمر بدان باور داشت.
علی از جمله آن رزمندگانی بود که در کنار سیاست به ادبیات نیز عشق می‌ورزید. گاه خود نیز شعری می‌سرود. و یا شعری از دیگران، به ویژه لاهوتی زمزمه می‌کرد؛
سر و رویی نتراشیده و رخساری زرد
زرد و باریک چو نی…
از او نوشته های زیادی بجا مانده که در آینده در این سایت معرفی خواهیم کرد. یکی از اینها ترجمه  کتاب استفن هاوکینگ تحت عنوان – تاریخ مختصر زمان از انفجار بزرگ تا تشکیل سیاهچالها که با اسم مستعار  ع. خیامی به چاپ رسانده است.
علی صادقی تصویری تیپیک از یک روشنفکر انقلابی بود. از آن انقلابیونی که در قرن نوزدهم زیاد دیده می‌شدند؛ وظیفه‌شناسی صادق و داوطلب برای خطرناک‌ترین وظایف تشکیلاتی.
او بی‌نهایت ساده می‌زیست. تواضع او نه از سر ادا و اطوار که از فضلش سرچشمه می‌گرفت. با تمام این صفات، او عمیقاً فردی تشکیلاتی بود. عاشق طبقه کارگر بود. بدون اغراق می گفت؛ تنها آرمان، آرمان پرولتاریاست و برای رسیدن به این آرمان تشکیلاتی لازم است. تشکیلات و آرمان پرولتاریا آن خونی بود که در رگهایش همیشه و در همه حال جریان داشت.
علی در همان سال‌های پیش از انقلاب معتقد بود هر کاری که ما می‌کنیم و اگر به آن اعتقاد داریم، باید برای به اجرا درآوردنِ آن در ایران، به میان زحمتکشان برویم و حزب کمونیست ایران را درآنجا ایجاد کنیم. بدین خاطر در تابستان سال ۱۳۵۴ خود برای عملی کردن نقطه‌نظراتش پیشقدم شد و از راه افغانستان به ایران رفت. متأسفانه در مرز افغانستان دستگیر شد و بلافاصله زیر شدیدترین شکنجه‌های ساواک قرار گرفت. ولی هیچگاه اسرار سازمانیش را لو نداد و لب از لب نگشود. او را به مدت ۲۶ ماه در سلول انفرادی نگه داشتند. سرانجام با خیزش توده‌های مردم و گشودن درهای زندان در بهمن سال ۱۳۵۷ از زندان نظام شاهنشاهی آزاد شد.
او بعد از هجوم رژیم جمهوری اسلامی به سازمان¬ها و احزاب مترقی در سال ۱۳۶۱ اجباراً به کردستان رفت و از آنجا مبارزه‌اش را علیه جمهوری اسلامی ادامه داد. و در کنگره دوم حزب رنجبران در شهریور ماه ۱۳۶۳ به عنوان مسئول دفترسیاسی حزب رنجبران ایران انتخاب شد. در این دوره بود که همراه رفقای هم¬نظرش به جمع¬بندی از فعالیت سه ساله حزبش پرداخت و آن را به نقد کشید.
۲